سه شنبه 5 تیر1386
معرفی چند کتاب تاریخی
وقتی امتحاناتم تموم شد، رفتم کتاب فروشی و تا جایی که تونستم کتاب خریدم.به خاطر همین هست که وقت نوشتن پیدا نمی کنم.
یه کتاب فروشی پیدا کردم که فقط کتاب های تاریخی وادبی می فروشه.خوب من هم که به این کتاب ها علاقه ی چندانی ندارم.اما خب کتاب، کتابه دیگه. «پارسیان و من (رستاخیز فرا میرسد) » رو خریدم.داستان پسری به اسم بردیاست که بعد از یه سری اتفاقات به عقب بر می گرده و می شه پسر کورش کبیر.
گفته بودم که از کتاب های تاریخی خوشم نمی آید؛ و دلیلی که باعث شد من این کتاب رو بخرم علاقه ی فروشنده به کتاب بود.اطلاعات خوبی در مورد کتاب هایی که انتخاب می کردم به من می داد و من هم ذوق می کردم که: «بالاخره یه کتابخوان پیدا کردم.» کمتر فروشنده ای رو دیدم که با علاقه کتاب بفروشه و اطلاعاتش در حد خوب و معقول باشه.
برگردیم به کتاب «پارسیان و من». 30-40 صفحه اول رو که خوندم می خواستم کتاب رو بگذارم کنار؛ چون توصیف های خسته کننده ای داشت.کل صفحه ها شده بود توصیف.اما ادامه دادم (به همون دلایلی که گفتم). و چه خوب که ادامه دادم.این کتاب برای کسانی هست که می خواهند با تاریخ ارتباط برقرار کنند و چیزی هم در مورد اون نمی دونند: مثل من.
بعد از اون کتاب احساس «جهل» کردم.فهمیدم که هیچ چیز در مورد تاریخ ایران(وطنم) نمی دونم. پیش خودم خجالت کشیدم(باور نمی کنید؟).بنابراین رفتم و از همون کتاب فروشی «کورش کبیر» نوشته ی آلبر شاندور رو خریدم.کتاب جالبی بود.اطلاعاتش دقیق بود و نثر ساده ای هم داشت. هر دو کتاب رو به شما پیشنهاد می کنم.
--------------------------------------------------------------------------------
الان که این مطلب رو می نویسم، کتاب های «شما که غریبه نیستید»، «بازمانده ی روز»، «...هنوز در سفرم» و «دوئل» رو تموم کردم. به زودی در مورد آن ها می نویسم.

